تبليغاتX
زن سی ساله
نه عاشقانه..نه تلخ..نه جدی ..هم عاشقانه..هم تلخ..هم جدی!

حالم از این کهیر و آلرژی و حساسیت بهم می خوره..
حالم از آدم هایی که بودنشون هم باعث آلرژی هم میشه بهم می خوره..
حالم از حسودهایی که دقِ زندگی من و خوشی هامو دارن هم بهم می خوره..
حالم از ادمهایی که واسه سفسطه کردن و محق جلوه دادن خودشون هر دروغ و کثافتی رو در قالب جمله های قشنگ تحویل بقیه می دن هم بهم می خوره
خوشحالم که واسه ادامه زندگی مجبور نیستم به هر کثافتی تن بدم
..
من واسه  خودم  زندگی میکنم
و میدونم چی درسته چی غلط...
..
میدونم که راه درسته..بقیه ش دست توئه خداجونم.
نوشته شده توسط ترمه در ساعت 16:2 | لینک  | 

روزها به سرعت سپری می شوند
به همین راحتی 19روز گذشت
از فروردین 88
..
این ارامش کمی غریبه
یعنی کمی منو می ترسونه
این خوب بودن و اوکی بودن کمی داره منو می ترسونه
شاید از بس ادمها بد شدن و کارهای دور از عقل و انتظار انجام میدن
حالا که از خیلی هاشون دور شدم و همه چیز در ارامش میگذره،کمی می ترسم
..
کار میکنم
می نویسم
ورزش میکنم
خرید میرم
تفریح میکنم
و یاد اون شب می افتم که با اون حال خوب از خدا  تشکر کردم . خواستم ازش که این حال و احوال نکو باقی بمونه..
حتما" صدام و شنیده
..
ادمهایی که هستن رو دوست دارم
بهشون احترام می زارم
بهشون محبت میکنم
براشون  وقت می زارم
و صبح به صبح از خدا سپاسگذارم
نوشته شده توسط ترمه در ساعت 17:25 | لینک  | 

اگه این فقط یه خوااااااااااااااااااااابه‌٬تا ابد بزار بخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابم

پ.ن:فردا رو چه دیدی..وقتی شروعش خوب بوده می تونه ۳۵۴ روز بعدشم خوب باشه..

**دل خوش و آرامش برای همه تون آرزو میکنم**

نوشته شده توسط ترمه در ساعت 20:16 | لینک  |