سه شنبه 10 شهریور1388
دلم برای نامه نوشتن تنگ شده بود. نامه نوشتم. گاهی اوقات بعضی آدما تو زندگیت هستن که بودنت رو تعریف میکنن. آدمایی که هرچقدرم دور خودت دیوار بکشی و تنهاییت رو صیقل بدی، اونا رو بی هیچ مشکلی میتونی اونتو جا بدی. آدمایی که شاهد تو ان. آدمایی که عاشقِ بودنشونی. نامه نوشتمشون.
می خواهم از تو بگریزم
مثل فرار از نگاه قابی بر تاقچه
اما٬
تو
قابی نیستی که از آن بگریزم.
من
خود قاب توام٬
و در گریز از خویش می شکنم.
نوشته شده توسط ترمه در ساعت 19:8 | لینک
|

