تبليغاتX
زن سی ساله - همه چیز تموم شد!
نه عاشقانه..نه تلخ..نه جدی ..هم عاشقانه..هم تلخ..هم جدی!

مهمونی زهر مارم شد

معده درد دارم می میرم

به سری اونجا..یه سری خونه اوور زدم اما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از تو مخم باید بالا بیاد...

۱۰ ساااااااااااااااااااااال....

"بهترین دوستم" رو هم از دست دادم...

اومدم صواب(ثواب) کنم کباب شدم! نه سوووووووووووختم..

نون و نمک ..حرمتش...معرفت..وجدان..انسانیت.. همه چی دود شده رفته هوا؟؟؟ اگه نیست پس چرا من بهش پایبندم؟چرا نمی تونم خودم و از شرش خلاص کنم؟!

به چه جرمی؟؟؟؟

من که از خودم هم گذشتم٬ من که........

فقط دلم می خواد الان بخوابم.

نمیتونم هیچی بنویسم

خدایا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این یه بار حق دارم بپرسم ؟! 

نوشته شده توسط ترمه در ساعت 1:52 | لینک  |