تبليغاتX
زن سی ساله - سیندرلا هم نیستم
نه عاشقانه..نه تلخ..نه جدی ..هم عاشقانه..هم تلخ..هم جدی!

تا حالا پيش نيومده بود تنهايي برم مهموني!
يعني تنهايي حاضر شم
تنهايي سوار ماشين شم
تنهايي راه بيفتم برم
تنهايي برگردم
اما امشب رفتم..
خيلي اتفاقي يه دوست يه همكار دعوتم كرد به يه پوكر پارتي جمع و جور دوستانه
تا برم و "پشت دستيش"* باشم
رفتم نشستم
حرف زدم
لبي تر كردم
اما دوازدهمين ضربه ساعت نيمه شب كه نواخته شد رسيدم خونه!
براي همين نه ماشينم تبديل به كدو حلوايي شد
نه لباسام كهنه و مندرس..
حتي لنگه كفشم رو جا نگذاشتم تا كسي به دنبالم بياد و پيدام كنه .........

**
تمام طول راه توي ترافيك احمقانه اتوبان فكر ميكردم
فكر..فكر..فكر..
تمام اس ام اسهاي امروز مرور كردم
و حرفهاي دوست عزيز و كوچكم را ...
چقدر شبيه بوديم ما.
يك سال پيش من هم همه اين هيجان ها رو تجربه ميكردم
و حال نوبت اونه
چقدر تلخ بودم
چقدر دلم به درد اومد
چقدر سخت سكوت كردم

"بزار خيال كنم تو دلتنگيات غروب كه ميشه ياد من مي افتي
تويي كه قصه طلوع عشق و گفتي و دوستت دارم و نگفتي ...گفتي و دوستت دارم و نگفتي..."

گفت ..دوستت دارم و گفت ..اما  همه چيز يه جور ديگه شد!
"بزار خيال كنم منم اوني كه بودنش بسه ............."

نه ديگه بودن من بس نيست
من يه كارت اكسپاير شده ام!
شايد.....
جواب اون اس ام اس ها رو چي مي دادم؟!!
چيزي نداشتم بگم
سكوت كردم
اما اين به معنيه اين نيست كه حرفي ندارم بزنم ...
ديگه هيچي فايده اي نداره.


**
امشب شب كريسمسه..
4دي..25 دسامبر..
شب تولد مسيح
يعني ميشه مسيح براي مني كه "محمد" پيغمبرمه شفا بخش باشه؟
يا عيسي بن مريم
از اين آشفتگي خلاصم كن
يا رومي روم ..يا زندگي زنگ..........نمي خوام رومي زنگ باشم!

 

*پي نوشت:پشت دستي اصطلاحي در بازي پوكره.چون پوكر خيلي مردونه ست و زنها نميتونند باز ي كنند؛مردا هميشه يه يار زن همراهشون مي برند كه با هم مشاوره كننددر انتهاي بازي هر كس هر قدر ببره با "پشت دستيش" 50-50  سهيم هست!

نوشته شده توسط ترمه در ساعت 1:1 | لینک  |